تبلیغات
نه نرو تنهام نذار... - مطالب خودت رو پیدا کن

به زندگی درست نگاه کن

پنجشنبه 21 دی 1391 12:06 ب.ظ طبقه بندی:خودت رو پیدا کن، 

راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم
که از زندگی خیری ندیدیم . .
شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
قیمت یه روز بارونی چنده؟

.
.
یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟
حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟
پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟

.
.
ولی اینم می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به
گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته هاش ازت پول نمی گیرن!

.
.
چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟
می ترسی برقش بگیرتت؟
نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده.
آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد!

.
.
فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم
بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه

.
.
هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟
شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می کنن؟
اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی مونه و نابود میشن؟
ابرا رو می گم
هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟
هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی می کنه
و به موجودات زمین می بخشه؟!
ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟

.
.
برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟
بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟
چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد؟
  چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟

.
.
تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟
قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.
قیمت بلیتش هم دل تومنه!

.
.
خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت
ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی
گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه، بلکه پررنگ تر هم میشن
لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو، شبنم صبح پاک می کنه و می بره.

.
.
تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی :
قیمت یه دست سالم چنده؟
یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟
چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!
قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟

.
.
خیلی خنده داره نه؟
و خیلی سوال ها مثل این که شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه …

.
.
اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی هایی رو که داری ازت بگیرن
زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می گیری؟
چی خیال کردی؟
پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!

.
.
اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی به حساب حق و حقوق خودت می ذاری
تا اونجا که اگه صاحبش بخواد می تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.
پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست …

.
.
اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟
یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم
اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا زندگی میکنی!

.
.
;قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر
به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو
این مطلب رو برای ده نفر که لیاقتش رو دارن بفرست
اگه ده نفر پیدا نکردی در خودت تجدید نظر کن

.
.
مهربانی یعنی فرستادن یک نامه به یک دوست


برخورد صحیح با همسر

یکشنبه 17 دی 1391 11:14 ب.ظ طبقه بندی:خودت رو پیدا کن، 

اگه همون طوری که با تلفن همراهتون برخورد می‌کنید با همسرتان بر خورد کنیدخوش بخترین فردِ دنیا خواهید بود...!

اگر هر روز شارژش کنید با یه بوس و بغل...!
باهاش در روز از همه بیشتر صحبت کنید...!
پایِ صحبت‌هایش بشینید...!
پیغام‌هایش را بگیرید...!
پول خرجش کنید...!
براش زیور آلاتِ تزئینی یا لباس خوشگل بخرید...!
دورش یک محافظ محکم بکشید...!
در نبودش احساسِ کمبود کنید...!
حاضر نباشید کسی‌ نزدیکش بشه حتی...!
مطالبِ خصوصیتون رو به حافظه اش بسپرید...!
همیشه و همه‌جا همراهتان باشه حتی در اوج تنهایی‌...!
و اگه همیشه همراهِ اولتان باشه...
با داشتن یک همسر خوب و مهربان هیچ کس تنها نیست...!


جنایت

شنبه 16 دی 1391 08:36 ب.ظ طبقه بندی:خودت رو پیدا کن، 

پیشنهاد میدم این مطلب رو تا آخر بخونین شاید ما هم یک ... هستیم ولی خبر نداریم!!!

تا حالا فکر کردین که منظور از جنایت چیه؟؟؟
حالا با من همراه شوید تا به جای برسیم که واقعا تأمل برانگیزه!

میریم سر اصل مطلب:
اگر جمعیت ایران رو 75 میلیون نفر فرض کنیم و اگر فرض کنیم همین جمعیت یک وعده غذایی خود رو در یک برنج بخورند
در همین وعده اگر هر نفر فقط و فقط یک دانه برنج رو نخورد و دور بریزد میشود 75 میلیون دانه برنج.
حالا اگر معیار وزن هزار دانه برنج رو در نظر بگیریم (هزار دانه برنج رو شمرده و وزن کرده) که طبق آمارها حدودا 20 تا 60 گرم هست.
اگر ما دست کم بگیرم و معیار رو روی 25 گرم بگذاریم با یک محاسبه ساده ببینید به چه نتیجه ای می رسیم:
اگر 1000 دانه 25 گرم وزن داشته باشد 75 میلیون دانه برنج
1875000 گرم معادل 1875 کیلو گرم می باشد.
یعنی اگر هر نفر ایرانی در یک وعده غذایی یک دانه برنج دور بریزد در مجموع 1875کیلوگرم برنج دور ریخته می شود
حالا اگر این یک وعده رو در تعداد روزهای سال ضرب کنیم می شود
684375 کیلو گرم

یعنی در یک سال در صورتی که هر نفر ایرانی فقط و فقط یک دانه برنج دور بریزد در مجموع 684375 کیلو گرم برنج دور ریخته می شود!!!!!
آیا این یک فاجعه یا یک جنایت علیه خودمون نیست؟؟؟

حالا اگر آمار افرادی که شب رو با شکم گشنه می خوابند (اگه خوابشون ببره) و افرادی که در آرزو خوردن یک بشقاب برنج هستن رو هم بدونیم شاید برای اینکه یک دانه برنج از دستمون زمین می افتاد و گم میشد گریه میکردیم!!!
حالا آیا واقعا هر فرد فقط یک دانه برنج دور می ریزه؟؟؟ یا برای کلاسش هم که شده نصف بشقابش دست نخورده دور میریزه؟؟؟

چقدر حس بدیه که الان فکر میکنم من هم یک جانی هستم!
حالا این محاسبات رو ببرین روی سایراقلام و اجناس مثل گندم (نان)، گوشت و ....
اصلا محاسبات رو ببرین رو رفتار افراد!
اگر هر فردی فقط 10 دقیقه شانه از زیر بار مسؤلیتش خالی کنه ببینین چه فاجعه ای رخ می ده!
آیا فکر می کنید دزدی اینه که از دیوار خونه مردم بالا بریم؟؟
نه اگه وظیفه مان رو درست انجام ندیم، شانه از زیر بار مسؤلیتمون خالی کنیم دزدی کردیم!!
اگه کارمند جواب مشتری رو درست نده دزدی کرده!!
اگه معلم خوب درس نده دزدی کرده!!
اگه من مسؤل ، بین برادرم و یک غریبه در خدمت دهی تفاوت بگذارم دزدی کردم!!

حالا که فکر می کنم می بینم دزد هم هستم، دیگه می ترسم جلوتر برم!! تا همین جا بسه!!!

آیا اسراف غیر از اینه؟؟؟
من تفسیر به رای نمی کنم ولی ما از ظاهر این آیات چه می فهمیم؟؟؟
«وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَكَفَی بِنَا حَاسِبِینَ
ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می‏كنیم، پس به هیچ كس كم‏ترین ستمی نمی‏شود، و اگر به مقدار سنگینی یك دانه خردل (كار نیك و بدی) باشد، ما آن را حاضر می‏كنیم، و كافی است كه ما حساب كننده باشیم.» آیه 47 سوره انبیاء

«یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیر
پسرم! اگر به اندازه سنگینی خردلی (كار نیك یا بد) باشد، و در دل سنگی یا در (گوشه‏ای از) آسمان‏ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را به حساب می‏آورد و حاضر می‏سازد، خداوند دقیق و آگاه است.» لقمان، آیه 16.

«لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلا فِی الأَرْضِ وَلا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرُ إِلاّ فِی كِتَابٍ مُّبِین
به اندازه سنگینی ذره‏ای در آسمان‏ها و زمین، از علم او دور نخواهد ماند، و نه كوچك‏تر از آن و نه بزرگتر، مگر این كه در كتابی آشكار (لوح محفوظ) ثبت است.» آیه 3 سبأ


هفته استثنایی

شنبه 25 شهریور 1391 12:08 ق.ظ طبقه بندی:خودت رو پیدا کن، 

خیلی از افراد می خواهند زندگی شان را تغییر درست و حسابی بدهند اما نمی دانند چطور باید این کار را انجام دهند. عده ای با تغییر سبک لباسشان یا تغییر چهره تنوع موقتی را وارد زندگی شان می کنند اما تمام این تغییرات سطحی آن طور که باید راضی شان نمی کند. اما ما یک ۷ روز استثنایی را برایتان برنامه ریزی کرده ایم که با انجام آن احساس بی نظیری را تجربه خواهید کرد. یک بار به امتحانش می ارزد.


قدم اول

فکر کنید و ببینید چه چیزهایی در زندگی تان وجود دارد که اضافی هستند و برای مدتی آن ها را کنار گذاشته اید. مثلا یادداشت هایی که مدتی گوشه ای تلنبار شده و مرتبش نکرده اید، اتومبیل قدیمی که دیگر دوستش ندارید، شماره تلفن هایی که دیگر به کارتان نمی آید، لباس هایی که مدتی است آنها را نپوشیده اید و برای مدتی بی استفاده مانده است یا حتی دکمه ای را که دیگر قابل استفاده نیست از زندگی تان بیرون بیندازید. در این یک هفته استثنایی هر چیزی که به نظرتان دیگر قابلیت استفاده شدن را ندارد فهرست کنید. یادتان باشد هر چیزی در دنیا انرژی ای دارد و همه اسباب و لوازمی که بدون استفاده رهایش کرده اید، روی زندگی تان تاثیر منفی می گذارد و حتی ممکن است باعث کسالت تان شود. در این ۷روز استثنایی تا می توانید چیزهای اضافی را بیرون بیندازید و نتیجه شگفت انگیزش را با چشمان خود ببینید.


قدم دوم

۱۵ دقیقه در روز را در نظر بگیرید و در آن ساعت هیچ کاری انجام ندهید. در این ۱۵ دقیقه گوشی همراه، تلویزیون و ضبط صوت تان را خاموش کنید و به همین صورت خودتان را هم از انجام هرکاری حتی جزئی ترین کار معاف کنید. به همه آدم هایی که در اطراف تان هستند در مورد این ۱۵ دقیقه توضیح دهید تا در این فاصله تنهایتان بگذارد. در جایی راحت بنشینید و در آن لحظات به زندگی تان فکر کنید و رفتارهایتان را تجزیه و تحلیل کنید. این آرامش و سکوت به شما کمک می کند که راه زندگی تان را پیدا کنید. مطمئن باشید در این ۱۵ دقیقه جرقه انجام کارهای بزرگی در ذهنتان زده خواهد شد.


قدم سوم

شاید به نظرتان خیلی مهم نباشد اما دور ماندن از رادیو و تلویزیون در این یک هفته راه خلاقیت را سوی شما باز خواهد کرد. بیشتر اوقات در معرض رادیو و تلویزیون قرار گرفتن، شما را از فکر کردن به صورت مستقل دور می کند و برای همین در این یک هفته استثنایی صبر کنید تا می توانید از آن ها دور باشید و به صورت مستقل فکر کنید تا خلاقیت شگفت انگیزی را در زندگی تان تجربه کنید.


قدم چهارم

در این ۷ روز بیشتر از همیشه مراقب بدنتان باشید و سعی کنید در هر روز یک کار مثبت برای جسمتان انجام دهید. مثلا یک پیاده روی لذت بخش در کوهستان، ورزش، خوردن غذاهای سالم و پرانرژی نمونه ای از این کارهاست. تعجب نکنید اما تا می توانید در این یک هفته به دیگران «نه» بگویید. البته این به آن معنی نیست که دیگران را از خودتان برنجانید بلکه خودتان را به دیگران اولویت دهید و هر کاری که باعث لذت و شادی تان می شود را به انجام کارهای دیگر ترجیح دهید. در این مسیر اگر تا مرز خودخواهی هم پیش رفتید عیبی ندارد زیرا باید در این یک هفته تا می توانید به خودتان توجه کنید.


قدم پنجم

با افرادی که مدت هاست خبری از آن ها ندارید و به آن ها علاقه مند هستید دوباره ارتباط برقرار کنید و وقت تان را با کسانی که واقعا شادتان می کند، بگذرانید. در ارتباط با دیگران سعی کنید روی نحوه واکنش هایتان بیشتر توجه کنید. مثلا اگر ناراحت هستید و از دست کسی عصبانی شده اید روی تغییرات فیزیکی بدنتان بیشتر دقت کنید. به ضربان قلبتان و ضرباهنگ صدای تان هنگام عصبانیت دقت کنید، زیرا با تماشا کردن واکنش هایتان می توانید آگاهانه تر احساسات خود را کنترل کنید.


قدم ششم

از خودتان بپرسید: «اگر هیچ محدودیتی برای آرزوها وجود نداشت، دنبال چه چیزی بودید؟»، «اگر قرار بود طرح زندگی تان به دست خودتان برنامه ریزی می شد، چطور طراحی اش می کردید» و بعد کنار هر کدام از این جواب ها را با تصاویر رنگی و جملات مثبت پر کنید و آن ها را در جایی قرار دهید که در این ۷ روز مقابل چشمتان باشد. تنها در پایان این ۷ روز استثنایی می توانید تاثیر شگفت انگیز این ۶ قدم را از نزدیک لمس کنید.


5 سوال برای داشتن زندگی بهتر

چهارشنبه 15 شهریور 1391 09:45 ب.ظ طبقه بندی:خودت رو پیدا کن، 

برای این که فردی موفق در زندگی شوید، به شما پیشنهاد می کنیم که این سوالات را در انتهای هر روز از خودتان بپرسید:

1- بهترین اتفاقی که امروز برایم افتاد چه بود؟
چه اتفاقی باعث شد احساس غرور، شادی، یا قدرشناسی کنید؟ آیا امروز حتی برای لحظه‌ای احساس لذت و موفقیت کردید؟ برای لحظه‌ای دوباره آن احساس را در خودتان زنده کنید. ما لحظات مشابه بیشتری در زندگیمان نیاز داریم، به همین خاطر بهتر است که به چیزهای مثبت فکر کنیم. خیلی وقت‌ها اتفاقات خوب را نادیده می‌گیریم. اما نباید این طور باشد، باید از آن ها نهایت لذت را برده و قدردانشان باشیم. این سوال کمک می‌کند، مثبت، شاد و قدرشناس باشیم.

2- چه کاری را می‌توانستم بهتر انجام دهم؟
از تجربیات امروزتان چه درسی می‌توانید بگیرید؟ چه اشتباهی مرتکب شدید که باید در آینده از آن جلوگیری کنید؟ چطور می‌توانستید یک موقعیت گفتگو را بهتر انجام دهید؟ به راه‌هایی فکر کنید که این مسئله را در آینده بهبود بخشید.

3- مهمترین کاری که فردا باید انجام دهم چیست؟
کدام کار است که به تنهایی اهمیت زیادی دارد و تفاوت زیادی در روز من ایجاد خواهد کرد؟ اگر برنامه روزانه دارید، مطمئناً این کار باید در آن نوشته شده باشد و احتمالاً در راس آن لیست. به این فکر کنید که چه طور اول صبح آن کار را به اتمام برسانید. این سوال کمکتان می‌کند روی کارهای مهم روزانه خود متمرکز شوید.

4- چه کار جدیدی را فردا می‌توانم امتحان کنم؟
زندگی سفری اکتشافی است. در هر سنی هم که باشیم، باید هر روز یک کار جدید را امتحان کنیم. فردا چه تجربه جدیدی می‌توانید داشته باشید؟

5- مهمترین فردی که در زندگی من وجود دارد کیست و چه کاری برای او انجام می‌دهم؟
روی کسی که دوست دارید - همسرتان، فرزندتان، والدین یا هر کس دیگر - متمرکز شوید. آیا به آن ها گفته‌اید یا نشان داده‌اید که چه قدر برایتان اهمیت دارند؟ فردا چه کاری می‌توانید برای کمک کردن، شاد کردن و یا غافلگیر کردن آن ها انجام دهید؟ ما خیلی وقت‌ها آن قدر مشغول می‌شویم که عزیزانمان را فراموش می‌کنیم. این سوال باعث می‌شود دوباره به آن ها بپردازید.

همین ۵ سوال ساده اما مهم است که کمکتان می کند تا زندگی بهتری داشته باشید. سعی کنید هر شب قبل از خواب این سوالات را از خودتان بپرسید.


11 قانون حضور در طبیعت

دوشنبه 19 تیر 1391 11:03 ق.ظ طبقه بندی:خودت رو پیدا کن، 

قانون اول: قانون خلا
همیشه خلا موجب جذب می شود. اگر من می خواهم موهبت های الهی را جذب کنم، ابتدا باید جای خالی باز کنم. درستی قانونمند طبیعت، نگاه عمیق به طبیعت و الهام  گرفتن از آن است. شما مسلما می دانید که قدرت گرد باد خیلی بیشتر از باد است، علت جذب فوق العاده ی گرد باد است. خلا ذهنی و خلا دل، اولین خلا است که باید ایجاد کنید.    
قانون دوم: قانون جریان و حرکت
هر ذره از این هستی جریان دارد، هدفی دارد. ما ذره ی ایستا نداریم. بدن ما سه جریان مهم دارد، جریان خون، جریان تنفس و جریان لنف. ایستایی در هر کدام از این سه جریان مرگ را موجب می شود. همین الان به زندگی خود نگاه کنید هر جا را که راکد مانده به حرکت بیندازید. جاری شوید و حرکت دهید، انرژی جسمی تان را، ذهن خلاق تان را، سرمایه تان را و دانش تان را. حرکت زندگیست.  
قانون سوم: قانون نظم
همه هستی ما منظم است. حتی در بی نظمی هایی که می بینیم، نظم نهفته ای وجود دارد. این جریان منظم هستی حتما برای ما پیامی دارد. پس هر چیز وقتی در مسیر طبیعی و سلامت خود قرار دارد که نظم داشته باشد.
قانون چهارم: قانون بارش
بی مضایقه بخشیدن قانون طبیعت است. خورشید چندین سال است به شما می تابد بدون این که هیچ تمنایی از شما داشته باشد. حتی اگر ناسپاسی کنید، باز هم فردا می تابد. چرا که خداوند یکی از قوانین هستی را بارش قرار داده است. بارش یعنی این که شما ببخشید. همین امروز فکر کنید چه چیزی را باید بارش کنید؟ مهرتان، عشق تان، پول تان، دانش تان، وقت تان و ... عاشقانه هر روز و هر شب ببارید.  
قانون پنجم: قانون پاکی
پاکی اساس جذب همه موهبت هاست. موهبت ها همیشه جذب پاکی  می شوند و به نسبت پاکی که در خود ایجاد می کنید، لایق جذب موهبت ها می شوید. موهبت ها هرگز به سوی آلودگی کشیده نمی شوند. آلودگی محرومیت است. طبیعت مدام خود را پاکیزه می کند و آلودگی  ها را از خود دورمی نماید. با رعایت قانون پاکی در محیط بیرون و درون خود موهبت های بیشتری به سراغ شما می آید.  
قانون ششم: قانون سحرخیزی
از سحرخیزی سحر پیام بگیریم. ثابت شده که فتوسنتز گیاهان با سپیده دم شروع می شود و چرخه ی تاریکی متوقف می شود و گیاهان چرخه ی نوری خود را آغاز می کنند. صادقانه از خود بپرسید فتوسنتز شما از چه ساعتی در صبح شروع می شود؟ اوج انرژی هستی در لحظات بیش از طلوع است. این زمان مناسب ترین زمان از دیدگاه انرژی هستی و کیهانی ست و انرژی جذاب هستی آماده جذب و خلق و ایجاد خواسته ها و نیات پاک درونی شماست. 
قانون هفتم: قانون جمع
همیشه انرژی یک شخص از انرژی یک گروه کم تر است. جمع بودن موجب جذب موثرتر هدف می شود.
قانون هشتم: قانون هماهنگی
به طبیعت نگاه کنید. اگر در طبیعت هماهنگی نبود، هیچ سیستمی ارزش خودش را نداشت. بدن ما مجموعه ای از سیستم های منظم است. این هماهنگی برای شما پیامی دارد و پیام اش این است که انسان نیز به عنوان عنصری از هستی هماهنگ باشد. هنرمندانه زیستن یعنی تمام ابعاد زندگی را با هم پیش بردن.  
قانون نهم: قانون تنوع
طبیعت وهستی ما، طبیعت و هستی متنوعیست. این نوع تنوع هستی ما حتما برای مان پیامی دارد تنوع به ما روحیه، جریان، حرکت و نشاط می دهد. متنوع بودن را از طبیعت الهام بگیرید.    
قانون دهم: قانون کار ما
قانون علت و معلول، قانون تابش و باز تابش و قانون عمل و عکس العمل نامیده می شود. همه این ها یک معنا می دهد. گفته می شود که هر چه می کنیم با هر نیتی که داریم، هر عمل از ما تابشی ست به بیرون که باز تابشی به درون دارد.  
قانون یازدهم: قانون عشق
عشق اساس همه ی جذابیت هاست. همه موهبت ها از عشق است. بنیان هستی بر اساس عشق الهی ست. خلقت انسان و همه ی موجودات، حاصل  عشق است. اگر بخواهید چیزی را جذب کنید باید به آن عشق بورزید. 

بیایید قوانین هستی را بشناسیم. از طبیعت پیرامون الهام بگیریم و سنت ها ی الهی را زندگی کنیم که به لطف الهی شایسته ی عشق و هدایت ایم و سزاوار افزونی و برکت!


قانون اعجاب آوری به نام قانون جذب

دوشنبه 19 تیر 1391 10:13 ق.ظ طبقه بندی:خودت رو پیدا کن، 

امروز صحبت از قانونی است که این روزها سروصدای بسیاری در کل جهان به پا کرده است. نام این قانون "قانون جذب" است که معادل انگلیسی آن می شود Law Of Attraction و شما می توانید با تایپ این کلمات در یک موتور جستجوی اینترنت مثل گوگل به صدها هزار مطلب و فیلم و سخنرانی در خصوص این چندکلمه به ظاهر ساده اما فوق العاده پر طرفدار دسترسی یابید. حتی آن قدر تعداد استفاده از این کلمات در زبان انگلیسی زیاد شده است که خیلی ها از حروف مخفف LOA به جای آن استفاده می کنند. در واقع بعد از تولید و نمایش فیلم راز یا Secret در سراسر جهان، بسیاری از آدم های عادی متوجه این قانون شدند و تازه فهمیدند که می توانند بر اساس این قانون خیلی از تجربیات خود را توجیه و معنا کنند و با دیگران در مورد آن ها صحبت کنند و از همه مهم تر با کلام و جملات و ادبیاتی مشترک به دیگران و به خصوص فرزندان و کسانی که دوستشان دارند منتقل کنند. آن رازی که در فیلم "راز" گفته می شد همین قانون جذب است که ده ها سال پیش در کتاب ها و نوشته ها و آموزش های استادان معرفت و موفقیت به همین عنوان قانون جذب معرفی و تشریح می شد و این نشان می دهد که استفاده از رسانه ها و ابزارهای جدید برای انتقال مفاهیم و آموخته های معرفتی و موفقیتی چقدر می تواند کارساز و اثرگذار باشد.

بگذریم. در این جا اصلا نمی خواهم موضوع را خیلی پیچیده تشریح کنم چرا که به قول آن مثل معروف اگر نتوانیم یک موضوع سخت را به زبان ساده بیان کنیم، آن موضوع را نفهمیده ایم و من این جمله را کامل می کنم و می گویم اگر نتوانیم موضوعی سخت و پیچیده را به ساده ترین زبان ممکن آموزش دهیم اساسا در آموزش دچار مشکل می شویم و  نمی توانیم به خوبی  آن موضوع را به بقیه یاد دهیم و بفهمانیم.

خوب بیائید ببینیم حرف حساب این "قانون جذب" چیست؟

قانون جذب می گوید: "هر چه فکر کنی همان می شود." این جمله خیلی آشناست نه!؟ چند بار در نوشته ها و سخنرانی های استادان موفقیت این جمله را شنیده اید!؟ خیلی، نه!؟ بیائید بعضی از  شکل های معرفی قانون جذب را که به زبان های مختلف بیان می شود را به طور خلاصه  با هم مرور کنیم:

·        یخ های قطبی را دیده اید!؟ بخش کمی از آن از آب بیرون زده و بیشترین بخش های آن زیر آب از نظرها پنهان است!؟ ما آدم ها این بدنی که داریم آن قسمتی است که در دنیا ظاهر شده و همین الان ما صاحب بخش بسیار بزرگی هستیم که از نظرها پنهان است اما چه بخواهیم و چه نخواهیم این نادیدنی بخشی از وجود ماست. به زبان دیگر ما انسان ها ادامه یافته فیزیکی و فرم مادی چیزی هستیم که در ذات خود غیر فیزیکی و غیر مادی است. قانون جذب قانونی است که آن بخش یخ زیر آب را هم به کار می گیرد.

·        الان در چه شرایطی هستی! خوشبختی یا نه مشکلات فراوانی داری؟! اطرافیان ات زیاد رفتار و اخلاق ایده آل تو را ندارند و یا نه فوق العاده اند و منبع واقعی امید و انرژی تو در زندگی محسوب می شوند؟ خلاصه هر چه داری و نداری، حتی همین بدنی که داری و فرم عضلات و تیپ و هیکل و پوست و دندان و خلاصه هر چه هست چیزی است که تو خودت انتخاب کرده ای!؟ بله دوست من درست شنیدی! آشی که می خوری آش کشک خاله نیست! آشی است که خودت برای خودت پخته ای!

·        آدم خلاق چه کار می کند؟ خوب خلق می کند! چه چیزی را؟ هر چیزی که بخواهد! تو هم یک خالق هستی. چه جوری خلق می کنی!؟ خیلی ساده با فکری که می کنی!؟ هر چه که فکر کنی بلافاصله در گوشه ای از این هستی خلق می شود و تو اگر دائم و پیوسته به آن فکر کنی، این چیزی که خلق کرده ای به تو نزدیک می شود و کم کم تمام بخش های زندگی تو را فرا می گیرد. بعد از مدتی تو می بینی در محاصره چیزی قرار گرفته ای که قبلا به کوچکی و ناچیزی یک فکر و خیال بیش نبوده است. و تازه آن موقع است که می فهمی فکرهای تو، حتی آن افکار ریز و ساده و بی اهمیت، چقدر مهم و تاثیر گذار بوده اند و حرف هایی که در مورد دیگران بر زبان می آوردی یا راجع به آن ها فکر می کردی،تا چه اندازه روی زندگی الان و آینده تو و اطرافیان ات اثر می گذاشته است.

·         هر چیزی که بتوانی تصور کنی مال توست. مال توست که آن را انجام دهی، آن گونه باشی یا صاحبش باشی! تو فقط کافی است تصور کنی و روی این تصورات ثبات و استمرار داشته باشی! می بینی از دل ناکجا آبادی که هرگز نمی فهمی این تصور واقعی می شود و تو مالک آن می شوی.

·        خوب گفتیم که تو ای انسان خالق بزرگی هستی. می خواهی ببینی همین الان داری چه چیزی خلق می کنی ؟ خیلی ساده است! ببین به چی فکر می کنی! فکرهایی که برای فکر کردن انتخاب می کنی در دنیای واقعی یک ما به ازا و همزاد دارند و آن همان چیزی است که تو باعث خلق اش می شوی.

·        تو چه آدم بدی باشی چه آدم خوبی باشی! هستی و کاینات اوامر و فرمایشات تو را به دیده منت اجرا می کند. حتی لازم نیست خواسته ات را برزبان آوری! همین که نیت می کنی و فکر آن را در سرت می چرخانی ، بلافاصله زمین و زمان به هم می پیچند تا شکل واقعی و قابل حس و تجربه فکرت را مقابل چشمانت قرار دهند تا بفهمی نباید همینطوری بیخودی به هرتصویری خیره شوی و هر چیزی را گوش دهی و هر کلمه ای را بگویی و هر فکری را در سر بپرورانی! برای هر انسانی یک کارخانه بزرگ به عظمت هستی و کاینات وجود دارد که ورودی این کارخانه فکر و خیال و تصور آن انسان است و خروجی اش واقعی شده و به واقعیت پیوسته و شکل تحقق یافته آن فکر و خیال در دنیای واقعی!

·        زیاد جوش نزن و سعی نکن متفاوت باشی. در همین حالت طبیعی خودت که هستی آرام و آسوده باش. همه چیز کاینات به خیر و صلاح تو رخ می دهد و هیچ چیز و هیچ اتفاقی در این عالم علیه تو و به ضرر تو رخ نمی دهد.

·        هر انسانی می خواهد به لذت و شادی و کیف و خوشی و سرور برسد. چه کار می کند؟! به راه هایی فکر می کند که او را به این لذت برساند. این راه ها چگونه خلق می شوند و بین او و چیزی که قرار است به آن برسد قرار می گیرند و به زبان ساده سازنده این جاده ها چه کسی است!؟ جواب خیلی ساده است. سازنده جاده ای که هر انسانی را به چیزهای لذت بخش و شادی آفرین زندگی اش می رساند خود همان آن انسان است و او این کار را با فکر کردن روی چیزی که می خواهد خلق می کند. خوب به این موضوع دقت کنید. شما می خواهید به چیزی در آن سوی کوه ها برسید. برای این کار به جاده و راهی برای گام نهادن نیازدارید. این جاده را باید خودتان خلق کنید! چطوری!؟ با فکر کردن روی آن مقصد! ساده است نه؟

·        هر چه روی خوشی و لذت و شادی و سرور رسیدن به چیزی که برایت فرح بخش و آرام بخش است بیشتر تمرکز کنی به همان نسبت اعمال قوی تری از تو سرمی زند و تو پول و هزینه بیشتری برای آن تولید و صرف می کنی. هر چه تمرکزت روی چیزی که می خواهی کمتر شود، تلاش ات کمتر می شود و هزینه ای که برای رسیدن به آن چیز صرف می کنی کمتر می شود. اگر می بینی دیگر حال و حوصله وقت گذاشتن و تلاش و تعقیب آرزوهایت را نداری فورا به دنبال دلیلی برای کم شدن تمرکزت روی آن چیز بگرد.

·        موقع مرگ آدم لازم نیست که حتما با درد و رنج و ناراحتی این دنیا را ترک کند. تو می توانی بدن مادی ات را به وقت لازم با آرامش و راحتی و بدون هیچ درد و رنج و عذابی ترک کنی. در واقع تو هرگز نمی میری! تنها اتفاقی که می افتد این است که تو به وقت مقرر تصمیم می گیری پوست بیاندازی و قالب دیگری را برای حیات انتخاب کنی. این موجودی که پوست می اندازد و قالب عوض می کنی همان تکه بزرگتر یخ است که در این دنیا زیر آب پنهان شده و ما نمی بینیم.

جملاتی که برایتان گفتم خیلی هایش آشنا بودند نه!؟ می دانید چرا!؟ چون این ها همان معنا های مختلف قانون جذب اند که به شکل های مختلف بیان شده اند. درست شبیه جواهری زیبا در وسط اتاقی که این اتاق هزاران پنجره دارد و هر کسی از یک پنجره به این جواهر می نگرد و آن را از دید خودش و در واقع به خاطر زاویه دید خاص پنجره ای که به جواهر خیره شده معنا می کند. پس نتیجه این که "قانون جذب" باید چیز به درد بخور و جالبی باشد که انسان های موفق این قدر روی آن کار کرده و کار می کنند و به شکل های مختلف آن را بیان می کنند و این معناها تمامی هم ندارد و هر روز هم به شکل ها و جلوه های جدیدتری معرفی و معنا می شود.

دوباره به کلمات "قانون" و "جذب" در "قانون جذب" دقت کنید. وقتی می گوئیم "قانون" معمولا خیلی ها یاد قوانین علمی و به خصوص قوانین فیزیکی می افتند. چیزهایی مثل قانون  ثقل یا جاذبه که فرمول ریاضی خاص خود را دارد و دانشمندان به کمک این قانون موشک و سفینه به فضا می فرستند و افتادن یک سیب را از بالای برجی بلند لحظه به لحظه تحلیل می کنند. یک قانون فیزیکی مثل قانون ثقل تکرارپذیر است. یعنی چه در ایران آن را آزمایش کنیم و چه در آن طرف دنیا، اگر ضرایب و فرمول ها را درست و طبق الزامات قانون به کار بگیریم، هر دو جا یک جواب واحد می گیریم. حتی اگر هزاران بار هم این آزمایش را تکرار کنیم. چه پیر باشیم چه جوان، چه سیاه باشیم چه سفید و حتی چه بی سواد باشیم و چه دانشمند و عالم. در هر حالتی قانون ثقل یا جاذبه کار می کند و جواب هم می دهد. وقتی هم می گوئیم "قانون جذب " منظورمان هم دقیقا چیزی شبیه همین قانون های فیزیکی تکرارشدنی و ثابت هستند. یعنی این که هر طوری باشیم این قانون درست کار می کند و جواب می دهد. این یک نکته خیلی مهم است که یک بار برای همیشه باید بگوئیم و خیالمان را از بابت آن راحت کنیم.

نکته دوم در مورد کلمه "جذب" در "قانون جذب" است. این جذب برای خیلی ها قابل تصور نیست. یعنی وقتی برایشان گفته می شود که به چیزهای بد فکر نکن چون به سمت زندگی تو جذب می شوند این حرف برایشان خنده دار و حتی بی معناست. آنها می گویند من که به چیز بد نخ نبسته ام که آن را به سمت خودم بکشانم. دارم به آن فکر می کنم. فقط همین!؟ و ازاین نکته کلیدی غافلند که این فکری که داری می کنی همان نخی است که نمی بینی! ما با فکر به چیزهایی که می خواهیم یا نمی خواهیم نخی نامریی قلاب می کنیم و بعد با تمرکز روی آن فکر، درست مثل ماهی گیری که با قلاب ماهی را از اعماق نادیدنی آب بیرون می کشد ما هم چیزی که راجع به آن فکر می کنیم را از اعماق کاینات به سمت خود می کشانیم. اگر فکرت خوب باشد این ماهی خوردنی و لذیذ است. اگر فکرت بد باشد یک قورباغه یا چه بسا کوسه ماهی و شاید تمساح به سردیگر نخ فکرت وصل شود و به سمت تو بیاید. اگر تمساح و سوسمار نمی خواهی نخ را پاره کن! چه طوری!؟ به آن دیگر فکر نکن و به جایش به ماهی خوردنی و زیبایی که دوست داری فکر کن. نخ که پاره شود سوسمار و قورباغه هایی که دوستشان نداری، در سطح آب و شاید اطراف تو شناور می شوند ولی دیگر به تو کاری ندارند. آنها هیچ وسیله ارتباطی برای رسیدن به تو ندارند. چون نخی دیگر وجود ندارد که آنها را به تو برساند و این یعنی تو در بین آدم هایی که منفی اند و دائم از سوسمار و تمساح و وزغ و خرچنگ حرف می زنند و می نالند، شاد و خرم زندگی می کنی و اتفاقا هم هیچ کدام از این موجودات ناخواستنی سرراهت سبز نمی شوند و برعکس هرچه ماهی طلایی و سفید و قزل آلا و خوشمزه و خوردنی است دوروبرت پرسه می زنند.

برای همین است که نباید به انتهای عبارت "قانون جذب" یک کلمه ای مثل خوشبختی را اضافه کرد و گفت "قانون جذب خوشبختی"! چرا که با اینکار "قانون جذب" را محدود کرده ایم و خود را از دیدن "قانون جذب بدبختی " محروم ساخته ایم. قانون جذب چیزی شبیه آهن ربا و مغناطیس است. آهن ربایی که این بار به جای جذب مواد آهنربایی و مغناطیسی، هر چیزی را در زندگی به سمت شما جذب می کند. هم خوشبختی و هم بدبختی و هم مخلوطی از آنها و هم هر حالتی دیگر که تو انتخاب کرده باشی.

منبع: http://law-of-attraction.blogfa.com/


فلسفه ی آدم های خاکستری

شنبه 17 تیر 1391 12:01 ق.ظ طبقه بندی:خودت رو پیدا کن، 

می خوام راجع به چیزی بنویسم که نمی دونم پیش زمینه فکریش از کجا اومده. شاید یه جایی عین این مطلب رو خوندم الان دارم بازگو می کنم، شاید نه فقط یه ایده از جایی گرفتم یا شاید همش نتیجه فکر خودم باشه؟! راستش خودم هم نمی دونم کدوم یکی از این هاست اما اگر ایده ذهنیش مال کس دیگه ای بود ممنون میشم تو نظرات بهم بگید که به این سوال من هم جواب داده باشید.
خب حالا این که کی گفته زیاد مهم نیست. در واقع گوینده حرف مهم نیست خود حرف مهمه این که چی می خوایم بگیم.
بحثی که می خوام مطرح کنم بحث فلسفه ی آدم های خاکستریه. خودم به شخصه فکر می کنم اگه همه ی ما آدم ها باور داشتیم خودمون و دیگران همه خاکستری هستیم شاید خیلی از مشکلاتمون حل می شد.
در واقع ما دو رنگ داریم که برامون شاخص هستند. یکی سفید یکی سیاه. اگر من بگم که به نظرم یه آدم سفیده، اولین دیدی که تو ذهن شما میاد اینه که آدم خوبیه و تمام کارهاش خوب و پسندیده است. در مورد آدم های سیاه هم دقیقا مقابل این، یعنی یه آدمی رو تصور می کنیم که به عنوان آدم بد معرفیش می کنیم و رفتار ها و کارهاش به هیچ وجه خوب و مورد قبول نیست. حالا سوال اینه که ما می تونیم آدم های دور و برمون رو برچسب بزنیم؟! یعنی بگیم این آدم سفیده یا سیاه؟! اگر یه آدمی رو که دوست داریم انتخاب کنیم و بگیم این آدم سفیده و خوب، مسلما یادمون میوفته کاری کرده که خوب نبوده و برعکس اگر یه آدمی رو به عنوان سیاه معرفی کنیم، مسلما یه ویژگی خوب توش پیدا می کنیم. پس حالا تکلیف چیه؟! ما رنگی داریم به اسم خاکستری. برعکس رنگ سیاه و سفید، طیف داره یعنی از خاکستری روشن تا خاکستری تیره. واقعیت اینه که حداقل تو این زمان ما کسی رو نمی تونیم معرفی کنیم که لایق صفت سفید یا حتی سیاه باشه. پس می تونیم به صورت حدودی راجع به موقعیتش رو طیف خاکستری بحث کنیم.
خب حالا این که بپذیریم آدم ها همه خاکستری هستن چه کمکی به ما می کنه؟! اگه ما بپذیریم که همه از جمله خودمون خاکستری هستیم، با کوچکترین اشتباهی همه چیز رو زیر سوال نمی بریم. یعنی اگر طرف مقابلمون کار اشتباهی کرد به این فکر می کنیم این نقاط سیاه کوچکی تو شخصیت اونه که همون طور که ما دوست داریم سیاهی های شخصیت ما رو ببخشن اون هم همین انتظار رو از ما داره. این طوری بخشیدن خیلی آسون تره. از یه طرف با دیدن یه خوبی یا یه بدی کسی به خودمون اجازه نمی دیم طرف رو نقد کنیم. چون یادمون میوفته هر وقت قدرت این رو داشتیم که تک تک پیکسل های شخصیت اون رو شناسایی کنیم بیایم راجع به تیرگی یا روشنی اون طرف بحث کنیم.
اون وقت هست که می فهمیم آدم ها رو همین طوری دوست داشته باشیم با همه سفیدی ها و سیاهی ها.



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :