برو اگه می خوای بری، دلت نسوزه واسه من
این جوری که کلافه ای بدتره خب دل و بکن
بکن دل و از این همه خاطره های روی آب
فکر کن ندیدم ما هم و حتی یه بارم تو خواب

راحت برو یه قطره هم، گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو می خواد بریزه دل بکن
من که نمی میرم اگه بخوای تو از این جا بری
چون می دونستم که تو از اول راه مسافری

شاید نفهمیدی که من، بی اون که تو چیزی بگی
سپردمت دست خدا که بی خدافظی نری
قصه ی راهمو نخور شاید همین جا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمی دونم