از آدم های معمولی بدم میاد. این مسئله هم جدید نیست. برمی گرده به زمان مدرسه.
اون زمان من معلم هامو به دو دسته خوب و بد تقسیم می کردم. معلم های خوب اونایی بودن که سر کلاسشون توجه می کردم و درس رو یاد می گرفتم. معلم های بد اونایی بودن که کلا بی خیالشون شده بودم و از رو کتاب های مختلف درسشون رو می خوندم. به این کار هم می گفتم خودخوان! تو درس هر دو سری، نمره های آس می گرفتم و همه چیز خوب بود. اما امان از دست معلم های معمولی!!! نه می شد بهشون تکیه کنم و بگم کلاسشون خوبه، نه هم می شد بی خیالشون بشم و خودم بخونم. معمولا هم نمره هام تو این دروس متوسط بود.
حالا این قضیه که تو دوران مدرسه اتفاق می افتاد، تو زندگیم هم تکرار میشه. آدم های زندگیم رو هم به دو دسته تقسیم کردم. نه این که بگم آدم خوب یا آدم بد. چون خودم گفتم خوبی و بدی نسبیه و باید به آدم ها به چشم موجودات خاکستری نگاه کنیم نه سیاه و سفید. من آدم ها رو به دو دسته تقسیم کردم بر این اساس که به دسته اول می تونم اعتماد کنم، می تونم تکیه کنم و کلا خیلی روشون می تونم حساب کنم. دسته دوم هم اونایی بودن که کلا وجودشون با نبودشون هیچ فرقی نداره و حتی گاهی نبودشون بهتره. تا این جا تکلیفم با این دو دسته معلومه و خوب روابطمون هم مسلما برای من رضایت بخشه. اما امان از دست آدم های معمولی!!! تو هیچ دسته ای جا نمیشن و نمی دونی باهاشون چی کار کنی. نه می تونی مثل دندون خراب بکنیشون بندازی دور، نه می تونی باهاشون مدارا کنی. اون وقته که اذیت میشی و بین احساس دوست داشتن و تنفر گیر می کنی. شاید درک حرفی که می زنم سخت باشه اما اگه کسی جای من باشه می فهمه با طرز فکر من، چه قدر ارتباط با این آدم ها مشکله.
حالا این وقتی بدتر میشه که اون آدم از عزیزان و نزدیکانت باشه. ما چه بخوایم چه نخوایم، اطرافیانمون رومون تاثیر می ذارن. البته یه ارتباط دو طرفه. یعنی هم زندگی ما روی اونا تاثیر داره و هم اونا رو زندگی ما. اگه این آدم ها رو ول کنی بری ممکنه خیلی ضربه بخورن، وقتی ضربه بخورن چون برات عزیز بودن، انگار خودت ضربه خوردی. اگه بخوای باهاشون بمونی و یه ارتباط خوب داشته باشی، طرز فکرشون اختلاف سلیقه شون اذیتت می کنه. اون وقت می فهمی توی دو راهی گیر کردی که دو سرش باخت داره.
می دونم دلم خیلی پره... اینا رو نوشتم که بگم سعی کنیم تو زندگی عزیزانمون، بهترین باشیم و اگه می بینیم نمی تونیم، دست و پاشونو نبندیم. می خوام بگم کاری رو انجام بدیم که می تونیم توش خوب باشیم و قابل اتکا. می خوام بگم یادمون نره زندگیمون، طرز فکرمون، اخلاقمون و همه اون چیزایی که ظاهرا فقط به ما مربوطه، غیر مستقیم تو زندگی اطرافیانمون تاثیر میذاره، مراقب باشیم و نذاریم زندگی کسی خراب بشه.


من یاد گرفته ام: مهم نیست که در زندگی چه داری، بلکه مهم این است که چه کسی را داری.