خیره میشه به کوچه ها، پنجره اتاقم
خیره میشم به پنجره، گریه میاد سراغم
چه بی بهونه اومدی، چه بی بهونه رفتی
با اون چشای عاشقت، منو نشونه رفتی

فاصله ها نمی تونن تو رو ازم بگیرن
باید روزای بدمون یکی یکی بمیرن
فکر می کنم کنارمی به فکرتم شب و روز
پنجره ها هم می دونن، که چشم به راتم هنوز

گذشته ها می گذرنو خاطره ها می مونه
من و به تو، تو رو به من، دوباره می رسونه