بی خودی یه عمر واسه داشتن تو جنگیدیم
کاشکی زودتر معنی سکوتو می فهمیدم
واسه تو هر کاری کردم اما نشناختمت
باید اقرار کنم به خودت باختمت

امروز که میگی عشقت بازی بود
هرچی که بوده صحنه سازی بود
بی خودی چشم به چش تو دوختم
توی این خونه مهره سوخته ام

فکر نکردی به من و احساسم
تو می دونستی من چه حساسم
بدون حرکت بازی رو بردی
نمی دونی چی به سرم آوردی

تو سکوت کردی و این واسه باختن بس بود
انگاری بازنده از قبل مشخص بود
به خودت باختمت از خودم جا موندم
آرزو ها داشتم اما تنها موندم